السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

335

تفسير الميزان ( فارسي )

اين بود آنچه كه آيه شريفه بر آن دلالت داشت ، و چون مشتمل است بر پاره اى از مسائل كلامى لذا مفسرين در اين آيه مشاجره هايى بس طولانى كرده‌اند كه ما آنها را به زودى ( بعد از بحث روايتى آيات مورد بحث ) در يك فصل جداگانه اى ايراد خواهيم نمود - ان شاء اللَّه . و جمله * ( « فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ » ) * كه وعده عذابست به حرمت شديد كنز دلالت مىكند . * ( « يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها فِي نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ . . . » ) * كلمه « احماء » به معناى داغ كردن هر چيز است بطورى كه حس آدمى از احساس آن ناراحت شود ، و اگر با « على » متعدى شده و گفته شود : * ( « يُحْمى عَلَيْها » ) * اين معنا را مىدهد كه آتش بر آن چيز افروخته مىشود تا داغ گردد . و كلمه « كى » - كه كلمه « تكوى » مشتق از آن است - عبارت است از الصاق چيز داغ به بدن ( كه در فارسى آن را داغ نهادن مىگويند . ) پس معناى آيه اين است كه : اين عذابى كه ما دفينه كنندگان ثروت را از آن بيم داديم و بر آن تهديدشان كرديم ، وقوعش در روزى است كه در آتش جهنم بر آن پولهاى دفينه شده دميده مىشود تا سرخ گردد ، آن گاه با همانها پيشانيها و پشت و پهلوى ايشان را داغ مىكنند ، و در آن موقع به ايشان گفته مىشود « اين همان پولهايى است كه براى روز مباداى خود جمع كرده بوديد ، اينك همانها را بچشيد ، زيرا اينها همانها است كه امروز به صورت عذاب درآمده و شما را شكنجه مىدهد » . و بعيد نيست علت اينكه از ميان همه اعضاء ، پيشانى و پشت و پهلو را نام برد اين باشد كه اينان در برابر پول خضوع مىنموده آن را سجده مىكردند ، و سجده با پيشانى صورت مىگيرد ، و پول را پشت و پناه و مايه دلگرمى خود مىدانستند ، و پناه بردن به چيزى با پهلو انجام مىشود ، و بر آن تكيه مىكردند ، و اتكاء با پشت صورت مىگيرد ، البته مفسرين ديگر در اين باره نكته هاى ديگرى ذكر كرده‌اند و خدا داناتر است . بحث روايتى در كافى به سند خود از حفص بن غياث از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در حديث شمشيرها كه از پدر بزرگوارش نقل كرده فرموده : و اما شمشيرهاى سه گانه اى كه كشيده شده يكى شمشيرى است كه عليه مشركين عرب به كار مىرود ، و دليل لزوم به كار بردنش آيه « فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ » است . فرمود : شمشير دوم شمشيرى است كه عليه اهل ذمه به كار مىرود ، و دليل لزوم به كار